السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
355
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
نظير اين مطلب در روايت ششم از باب نوزدهم نيز خواهد آمد . 484 - ( 15 ) حلبى گويد : « شخصى به امام صادق عليه السلام گفت : من همراه يك نفر به مكه رفتم . در ميان راه وى به شدت مريض و بيهوش شد و من به پرستارى و مراقبت از وى پرداختم تا اينكه در روز مرگ خويش به هوش آمد به طورى كه خيال من از ناحيه وى آسوده شد و سپس درگذشت . امام صادق عليه السلام فرمود : مرگ هركس كه فرامىرسد خداوند عزيز و باشكوه گوش ، چشم و عقل او را براى وصيت كردن به وى بازمىگرداند - خواه وصيت كند و خواه آن را ترك كند - اين راحتى است كه به آن راحت مرگ مىگويند و آن براى هر مسلمانى حق است . » حماد بن عثمان تنها سخن امام صادق عليه السلام را روايت كرده است . 485 - ( 16 ) وليد بن صبيح گويد : « يكى از غلامان آزاد شدهء امام صادق عليه السلام به نام اعين همراه من بود وى چند روز بيمار شد و سپس بهبود يافت آنگاه درگذشت . من اموال و وسايلش را نزد امام صادق عليه السلام آوردم و به امام گفتم كه وى چند روز بيمار شد و سپس بهبود يافت و درگذشت . امام عليه السلام فرمود : آن راحتى مرگ است . بدان كه هيچكس نمىميرد تا اينكه خداوند عزيز و باشكوه گوش ، چشم و عقلش را براى وصيت به وى بازمىگرداند ، خواه وصيت كند يا آن را ترك نمايد . » در كتاب دعائم الاسلام روايت مىشود كه به امام صادق عليه السلام گفته شد : « اعين - غلام آزاد شدهات - هنگام مرگ ، بيمارىاش شدت يافت ، سپس به هوش آمد به طورى كه گمان كرديم راحت شده است آنگاه جان سپرد . . . » ادامه روايت همانند روايت پيشين است و در پايان مىافزايد ، « امام عليه السلام چيزهايى را برشمرد . » 486 - ( 17 ) سكونى از امام صادق عليه السلام از پدرش عليه السلام از على عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « باكى ندارم كه به وارثان خود زيان بزنم يا آن مال را از آنان بدزدم . »